کـرفس
میوۀ رسیدۀ خشک شدۀ گیاه Apium graveolens از خانوادۀ چتریان (Apiaceae) است که حداقل دارای 2 درصد اسانس میباشد.
نامهای گیاه (2و3):
لاتین: Apium graveolens
فارسی: کرفس
عربی: کرفس، نبطی
انگلیسی: Celery, Marsh parsley
فرانسه: Celeri, Ache, Achedes marais
ریخت شناسی: گیاهی دو ساله یا پایا، که ارتفاع آن به 80ـ40 سانتیمتر میرسد. با ریشههای عمودی و دوکی شکل، ساقهها غالباً متعدد، ایستاده، توخالی، تقریباً زاویهدار، سبز با شاخههای ضخیم و کم و بیش گوشتی میباشند. برگها گوشتی، ضخیم با تقسیمات تهشانهای با 5 قطعه واژ مثلثی، گلها سفید و مجتمع در چترهای بدون پایه، میوه تقریباً کروی، دو قسمتی و فندقه با پنج پهلوی نازک هستند (4).
اندام داروئی: میوههای رسیدۀ گیاه و ساقه استفادۀ داروئی دارد. میوهها به رنگ قهوهای، بیضوی، بدون بال دارای خطوط برجسته و سفید و دارای دو زائده شاخک مانند میباشند. میوههای کرفس دارای عطر مخصوص و مزه متمایل به تلخ است (1و5).
زمان جمعآوری: بهترین زمان جمعآوری به هنگام رسیدن کامل آن یعنی در ماههای مرداد و شهریور میباشد (5).
دامنۀ انتشار: گیاه در قارههای آسیا، اروپا، آمریکا و آفریقا کشت داده میشود. در ایران در سمنان، کوه پیغمبر، دره گز، زابل در سیستان و بلوچستان و مکران پراکندگی دارد (4).
مواد متشکله: مهمترین مواد مؤثر میوههای کرفس، روغن فرار آن است. از جمله ترکیبات مهم اصلی موجود در اسانس کرفس، لیمونن به مقدار 60 درصد و سلینن (Selinene) به مقدار 10 درصد میباشد. از دیگر مواد متشکله اسانس گیاه پاراسمین، بتا ـ تریپنئول، بتاپینن، آلفا ـ سانتالول ( (، n ـ بوتیل فتالید، سدانولید (Sedanolide)، کومارینهای C ـ پرنیلی مانند اوستنول (Osthenol)، آپیگراوین (Apigvavin)، سهلرین (Celerin) و فورانوکومارینهائی مانند آپیومتین (Apiumetin) را میتوان نام برد.
میوههای کرفس همچنین حاوی فلاونوئید از جمله آپیئین و ایزوکورسیترین میباشد (1و6).
موارد استعمال: از کرفس به عنوان آرامبخش، ضد عفونت ادراری و درآرتریت روماتوئید بعنوان داروی ضد التهاب استفاده میشود (6).
موارد استعمال در پزشکی گذشته: در طب گذشته بعنوان مدر و ضد نفخ مورد استفاده قرار داشته است (8و9).
آثار فارماکولوژیکی: میوههای کرفس به علت درصد بالای اسانس دارای خاصیت ضد اسپاسم بوده و به علت دارا بودن n ـ بوتیل فنالید و متیل فنالیدها دارای خاصیت سداتیو میباشد. آپیول موجود در اسانس دارای خاصیت مدری و بعضی از کومارینهای موجود در گیاه دارای خاصیت آرامبخش میباشد (1). بواسطه حضور فتالدئید اثرات ضد گرفتگی عضله و آرام بخشی دارد و به واسطه آپیژنین اثرات مهارکنندگی تجمع پلاکتی دارد (7).
مــراجع:
1. Wichtl M. Herbal Drugs and Phytopharmaceuticals. Translated by: Bisset NG. Boca Raton: CRC PRESS, 1994, 81-2.
2. مظفریان، ولیالله، فرهنگ نامهای گیاهان ایران، فرهنگ معاصر، 1375: 49.
3. قهرمان، احمد، کورموفیتهای ایران (سیستماتیک گیاهی)، جلد دوم، مرکز نشر دانشگاهی، 1373: 726.
4. قهرمان، احمد. فلور ایران (جلد 9). مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع، 1362: 1010.
5. Andrew chevallier: The encyclopedia of medicinal plants. 1996: 61.
6. Duke JA. CRC Handbook of medicinal herbs. Boca Raton: CRC press Inc, 1989, 45-6.
7. Carol a. Newall, Linda a Anderson, J. danid philipson, Herbal medicines. 1996: 65.
8. زرگری، ع، گیاهان داروئی، جلد دوم، انتشارات دانشگاه تهران، 1367: 477.
9. میرحیدر، ح، معارف گیاهی، جلد اول، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1372: 215.